محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

317

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

4 اكنون به بيان شرحى موجز از مقررات و اعمال محاكم تفتيش عقايد مىپردازيم و خواهيم ديد كه اين محاكم چقدر از مبادى منطق و عدالت به دور بودند و به ستمگرى و سختدلى و توحش نزديك . قضاياى محكمهء تفتيش يا محاكم فرعى آن از يك گزارش يا چيزى كه همانند آن باشد آغاز مىشد . در اين فرقى نبود كه گزارش‌دهنده شخص معينى باشد يا يك نامهء بىنام و نشان . در صورت اول گزارش‌دهنده را به محكمه مىخواندند و اقوال و مشاهداتش را مىشنيدند و اين اساس پرونده را تشكيل مىداد . همچنين ممكن بود كه اين گزارش به وسيلهء كشيش داده شود كه در حين « اعتراف » شنيده است . كشيشان موظف بودند كه اعترافاتى را كه بوى انحراف از عقايد كاتوليكى مىدهد با آنكه بايد آن را پوشيده دارند ، به محكمه گزارش دهند . البته جزئيات اعتراف را از او نمىخواستند بلكه كشيش به طور كلى مىگفت كه در اعترافات فلان چيزهايى بود كه با دين كاتوليكى يا حقوق محكمه منافات داشت . محكمه در حال دست به كار مىشد و به تحقيقات سرى مىپرداخت . آنگاه نتيجه تحقيقات را با گزارشهايى كه به محكمه رسيده بود مطابقت مىكردند تا معلوم شود واقعا طرف كافر است يا شبهه‌اى ايجاد شده است . گزارش اين تحقيقات سرنوشت طرف را رقم مىزد . گزارش‌دهندگان نيز سوگند مىخوردند كه هرچه حاصل مىكنند فقط محكمه را از آن آگاه سازند . بيشتر اينان از ميان كشيشهاى نادان و متعصب انتخاب مىشدند . ازاين رو اخلاق و آراء بلكه شرف و وجدانشان مورد ترديد بود و آراءشان جز در موارد نادر به زيان متهم بود . چون گزارش تحقيقى به محكمه مىرسيد فرمان دستگيرى متهم و به زندان فرستادنش صادر مىشد . اين زندان سرى بود . زندانهاى محكمه كه متهمين كفر و ارتداد را به آنجا مىفرستادند به زندانهاى سرى معروف بودند و به اطاقهاى بازجويى و شكنجه متصل بودند . اين زندانها گود و تاريك و مرطوب و پر از موشها و حشرات بود . در آنجا